میل در مناظر شناختی
میل در نگارش شناختی بر اساس معانی ای مانند ؛ انعقاد ، تثبیت شدن ، گره خوردن ، تراکم خواسته ، منحرف شدن و مشابه اینها غیر دقیق و استعاری است .
میل ، جهت گیری ناهشیار و ساختاری سازمان یافته و یک مولد انتخابگر تکاملی منسجم و یکپارچه ای است، که بر اساس فاکتور مرکزی و اصلی بقاء در سطح زیستی لذت ، در ساختار روانی و سازمان قدرت در سطح اجتماعی ، تقارن میان امکانهای انتخابی هم وزن را از بین می برد و گزینه های موازی رفتاری را به یک انتخاب سودمند ، فرو کاسته و متوجه می کند .
میل در مناظر شناختی ، ممکن است پاسخ داده شود یا نشود و به ارضاء ، کامیابی یا ناکامی منتهی شود، اما هرگز از منبع و سرچشمه های پدید آورنده خود چندان فاصله نمی گیرد، که به کلی چیزی دیگر از آب در بیاید ، چنان که مثلا فروید در کتاب فراسوی اصل لذت گفته است یا داشمند فرانسوی ژک لکان در مفهوم دیگری با دال کوچک و بزرگ بازسازی اش کرده است.
میل در مناظر شناختی از جمله در روان شناسی : میل انرژی یک خواسته یا خواهش برای احساس خود منظور (جمع آن اميال) و (به انگلیسی Desires ) حالت هایی از ادراک ذهنی هستند.
میل ، در نگاه شناختی با عبارات هایی مانند ( خواست ) (آرزو کردن ) ( بدست آوردن ) يا ( انتظار داشتن ) بیان و تعریف میشوند. تنوع و طیف زیادی از صفات ، ویژگی ها و توانایی های ما معمولاً با امیال همراه است.
میل ، در مناظر شناختی زیگموند فروید را می توانیم اینگونه بیان کنیم : که میل، میل به تجربه مجدد رضایت یا تجربهای است که در مجاورت و تجربه زیستن با ابژه رضایت بخش رخ میدهد، ابژه ای که هدف میل نامیده میشود ، اما اینجا باید توجه داشت که فروید می گوید ماهیت میل در ناهشیار ( ناخودآگاه ) بودن آن است.
میل در مناظر شناختی نظریه لکانی
لکان بر ناهشیار به عنوان ساختاری مانند زبان یا ( کلام ) تأکید کرد. برای لکان میل واقعی سوژه یا ( خود ) ، اغلب توسط قوانین نظامهای کلامی ( زبانی و نمادینی ) که سوژه در آن درگیر شده است پنهان میشود.
شناسایی و نمایان کردن اشتیاق سوژه به او به معنای کمک برای مقابله و درک این خواستههای مبهم و نامفهوم به خود او ست، که اغلب در زیر لایه های انتظارات اجتماعی ، قراردادهای زبانی و کلامی، خودپنداره های نادرست پنهان هستند.
ما در یک ساختار کلامی و زبانی پا به جهان تجربه خود میگذاریم ، که قبل از ما هم وجود داشته. دارای یک تاریخچه ی احساسی و تجربی است، بنابراین بسیاری از اخلاقیات، ارزشها و اولویت ها هم قبل از ما وجود داشته است. پس ما در زبانی که زبان دیگری است به دنیا میآییم و با زبان «دیگری» داریم صحبت میکنیم، وقتی هم که از طریق دیگری به بیان نیازها و خواستهایمان میپردازیم. همیشه یک خلائی باقی میماند بین آنچه به زبان می آوریم و آنچه بدان میل داریم، زیرا هیچگاه تمام و کمال نمیتوان مقصود را رساند. این کمبود هیچ وقت با هیچ چیز پر نمیشود و برای میل خلائی است که دور آن میچرخیم. با هر چیزی هم که بخواهیم آن را پر کنیم خیالی میشود. همین امر موجب میشود تا مقدمات نمادین کردن یا ( فانتزی کردن ) فراهم آید و سوژه آرام آرام به این درک دست پیدا کند که آن تصویر من نیستم.
میل در ساختار شناختی
انسان در ساختار ابتداییترین سازمان وجودی خود ، موجودی زیست شناختی است، به دلیل همین ساختار در او یک کشش و تمایل به تصاحب و مالکیت اشياء و انواع آن وجود دارد. میل مانند موتور محرک ماشینی است که آدمی را به پیش میراند. میل جریانی زنده و پیوسته آزاد دارد و از ابتدای به دنیا آمدن آدمی تا پایان عمر ، با انسان است.
اما شکل، ساخت ، تحول ، بروز و جهت آن در طول زندگانی و تجربه هر فرد متفاوت است.
میل در ساختار شناختی از دیدگاهی در مخالفت با مفهوم و دیدگاه زیگموند فروید بود، که ناخودآگاه را مشابه یک نمایش بازنمایی از الگوها ، مانند کارخانه تولیدی ارائه کرد. از دیدگاه این نظریه ، میل نیروی خیالی مبتنی بر فقدان نیست ، بلکه نیرویی واقعی و زاینده است. این دیدگاه به ماهیت مکانیکی میل اشاره دارد و آن را به مثابه ، نوعی ماشین میل توصیف میکند . در این بین ماشین میل جریانی از میل را نیز از خودش تولید میکند (هر میلی خود میل می آفریند)
میل در مناظر شناختی از دیدگاه ماشین میل:
یک قدرت و توان پیش ران و مولد است، که برای انسان برپا کننده روح زندگی است و موقعیتهایی را برای شکل گیری و بروز استعداد ها رقم میزند.
میل در مناظر شناختی با بیان میل مولد به جای میل محصول سرکوب، با ساخت استعاره یا ( تولید میل ) desire production یا ماشین میل مطرح کرد، عنوان انتخابی بود که توسط ژیل دلوز و فلیکس گاتاری در کتاب ضد ادیپ (۱۹۷۲) ابداع شده است.
دلوز و گاتاری در پیکربندی این دیدگاه با نقد تعاریف میل در نگرش روانکاوی فرویدی تحت تأثیر نظریه اراده ، معطوف به قدرت نیچه بودهاند و در واقع تعبیر جدیدی از این نظریه ارائه دادهاند.
انواع میل در مناظر شناختی میل مولد
از نظر دلوز و گاتاری دو نوع میل وجود دارد:
۱- میل پارانویی
۲- میل شیزویی
میل پارانویی : افسرده و منجمد است ، چرا که به وسیله اجتماع و خانواده سرکوب و آنگاه هدایت میشود. اینجاست که دیگر ما راننده «ماشین» میلمان نیستیم، بلکه جامعه و در راس آن فرمانروایان آن را به حرکت در میآورند. جامعه از اینکه خود آدمی رانندگی ماشین میل را عهده دار شود، هراس دارد، از این رو آن را کنترل و محدود میسازد.
میل شیزویی: اما آن بخش طبیعی و اصیل میل که میل شیزویی نام دارد ،در لایه های زیرین اجتماع و فرهنگ در حرکت و سیلان است و همواره درصدد یافتن راه نفوذی به بیرون است . میل شیزویی هنجار شکن انقلابی است.
منابع:
- مرگ و میل نظریه روانکاوی در بازگشت لکان به فروید
- مؤلف: ریچارد بوتبی | مترجم: علی رستمیان | ناشر: بیدگل