غریزه

چهره‌ی انسانی در پشت شیشه‌ای خیس از قطرات باران، نیمه‌پنهان در تاریکی با نور قرمز و آبی؛ تصویری نمادین از بروز غریزه در مرز آگاهی و ناهشیار.

غریزه طبق تعریف انجمن روانشناسی آمریکا (APA)

یک نیروی بیولوژیکی ذاتی و ساختاری در وجود موجود زنده است، که ارگانیسم‌های او را با محرک‌های خاص وادار به پاسخ به واکنش و تنش های درونی و بیرونی می‌کند.

غریزه در نظریه روانکاوی کلاسیک به انگیزهء اساسی بیولوژیکی ( به عنوان مثال گرسنگی ، تشنگی ، رابطه جنسی یا پرخاشگری )  است، که باید حفظ شود تا تعادل جسمی و روانی، پایدار شود می‌گویند.
در اصطلاحات عامه هرگونه استعداد ذاتی یا غیر آموختهء رفتاری یا انگیزه را غریزه می‌نامند.

غریزه در فرهنگ جامع روانپزشکی (CDP)

به معنی برانگیختن ، وادار شدن، با این نگرش ضمنی که چنین تکانه هایی فرآیند ذاتی و طبیعی دارند، این اصطلاح چهار معنی کلی و قابل تفکیک دارد:

۱- پاسخی ناآگاه و آموخته نشده با ویژگی‌های اعضای گونه‌های خاص.

۲- تمایل یا استعداد برای پاسخ مشخص در گونه‌های خاص.

۳- مجموعه ای هماهنگ و مرکب از اعمال که بطور عام یا تقریبا عام در گونه‌های معین یافت می‌شود و تحت شرایط محرک خاص مربوط به رشد ظاهر می‌گردد.

۴- هریک از تمایلات، ناآگاه آموخته نشده ارثی به عنوان نیروهای برانگیزنده رفتارهای پیچیده انسان عمل می‌کنند . این مفهوم در روانکاوی کلاسیک مورد نظر است.

مردی سالخورده با لباس رسمی نشسته پشت میز و در حال مطالعه روزنامه، در فضایی ساده و خاموش؛ تصویری نمادین از غریزه در پیوند با تفکر، تجربه و درون‌نگری.

غریزه مبتنی بر دیدگاه زیگموند فروید

غریزه نوعی سائق یا تکانه‌ی درونی است که به صورت نيرو یا رانه‌ی انگیزشی مداوم و جاری عمل می‌کند. غریزه که یک رانه‌ی درونی است که از نهاد ( اید ) آغاز می‌یابد و از این دید با محرك‌هاي بيرونی فرق اساسی دارد و نمی توان با گریختن از آن اجتناب کرد.

غریزه بنا به نظریهء فروید : همه‌ي غرایز فرد را می‌توان به صورت دو سائق یا ( نیرو گذاری روانی ) اساسی و کلی تفکیک کرد:

غریزه‌ی زندگی یا اروس 

غریزه مرگ یا تاتانوس

فروید انرژی روانی غریزه‌ی زندگی یا جنسی را لیبیدو‌ نام گذاری کرده است، اما هرگز نامی براي انرژي غريزه‌ي مرگ پیدا نکرد.

 غریزه با نيروي محرك، منبع هدف و شیء مشخص می شود . نيروي محرك غريزه، مقدار نیرویی است که غریزه به کار می‌برد ، تا منبع غریزهء ناحیه‌ی ، بدن در حالت تنش با برانگیختگی هدف ، غریزهء جستجوي لذت را برطرف کند و در این حالت منظور برانگیختگی یا کاهش دادن تنش است.

شيء، غریزه ی شخص یا چيزي است که نقش وسيله اي را بر عهده دارد که هدف از طریق آن برآورده می‌شود.

غریزه ی جنسی

هدف غريزه‌ي جنسی این است که با پاسخ دادن و برطرف کردن حالت برانگیختگی جنسی در فرد، حالتی از لذت در او به وجود آورد. اما این لذت به لذت تناسلی محدود نمی‌شود. فروید معتقد بود که ليبيدو کل بدن را در بر می‌گیرد .

هدف غریزهء جنسی ، تنش جنسی را نمی توان کاهش یا تغییر داد . اما راهکارهایی که فرد به این هدف می‌رسد ، می‌تواند برای افراد متمایز و متفاوت باشد. از نظر فروید منشأ تمام فعاليت هاي لذتبخش را می توان در غریزه‌ی جنسی پیدا کرد . غریزه جنسی می‌تواند شکل هاي گوناگون به خود بگیرد. از جمله‌ی مهم‌ترین این اشکال می‌توان به خودشیفتگی ، عشق ، سادیسم و مازوخیسم اشاره کرد.

دستی فشرده بر شیشه‌ای خیس از قطرات باران، با چهره‌ای محو در پس‌زمینه؛ تصویری نمادین از غریزه بقا، نیاز به رهایی و تماس با جهان بیرون.

غریزه و نظریه های اولیهء زیگموند فروید دچار پرسش و چالش‌های زیاد شد. در نتیجه فروید در حد فاصل ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۶ به یک بازنگری بزرگ در تئوری‌های خویش دست زد. او تجدید نظری سازمان یافته، در مورد غرایز انجام داد. فروید به غرایز به عنوان یک منبع درونی تحریک ذهنی می‌نگریست، اما نه به صورتی که موجب یک اثر آنی و زودگذر شود، بلکه اثر آن مداوم و پیوسته است. بنابراین یک غریزه چهار جنبه دارد.

۱) منبع (Source)
۲) ‌هدف (aim)
۳) موضوع (Object)
۴) نیروی محرکه (impetus)

  •  منبع : عبارت است از روند بدنی که ایجاد تهییج و تحریک می‌کند.
  • هدف : ارضای غریزه است.
  •  موضوع : چیزی است که این ارضا توسط وی صورت می‌گیرد .
  • نیروی محرکه : نیرو گذاری روانی است که در پشت غریزه وجود دارد.

فروید همچنین به قابلیت انعطاف و تغییر شکل راههایی که غرایز می‌توانند خود را نشان دهند اشاره می‌کند. یک غریزه می‌تواند دچار والایش شود. مانند زمانی که کنجکاوی فرد ( که در واقع ماهیت جنسی ) دارد به سمت تحقیقات علمی متوجه می‌شود و یا در واکنش سازی عشق و ترحم به صورت ناخودآگاه پوششی برای پنهان کردن خصومت هستند. گاهی غریزه به سمت خود فرد برمی گردد. در مواردی مانند خودشیفتگی اسکیزوفرنی،خصومت و عشق می‌توانند به سوی خود فرد متوجه شوند و باعث علائم بدنی و روانی گردند.

 فروید افسردگی را از این دیدگاه بررسی کرد. وی می‌گفت افسردگی جنسی از غم نیست ، بلکه خشمی چرخش یافته به درون است.

دختری ایستاده در اتاقی تاریک، در حال کنار زدن پرده با نوری باریک که از میان آن می‌تابد و سایه‌ای مبهم پشت پرده دیده می‌شود؛ تصویری نمادین از غریزه‌ی هشدار و کنجکاوی در برابر ناشناخته.

غریزه در نهایت با نظریه های شناختی را می توان اینگونه تعریف کرد :

  • غرایز یکی از عناصر اصلی شخصیت هستند . آن ها نیروی اصلی هدایت کننده یا سوق دهنده و برانگیزنده ای هستند، که رفتار موجود زنده را به سمت خاصی، متناسب با گونه‌ی خود هدایت می‌کنند . در واقع غرایز نوعی انرژی فیزیولوژیک ( انرژی ) هستند، تغییر شکل یافته که نیازهای بدن را به امیال ذهن پیوند می‌دهند.
  • متن مقاله فوق توسط گروه امتداد من تالیف و در اختیار علاقمندان قرار داده شده است.

این مقاله را بصورت PDF دانلود و مطالعه نمایید

منابع:

  • روانکاوی در گذر زمان | مؤلف: علی فیروزآبادی | ناشر: نوید شیراز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب