اختلال ذهنی (نوروز و سایکوز)

نقاشی از سه انسان با رنگ‌های متفاوت به عنوان نماد اختلال ذهنی نوروز و سایکوز

اختلال ذهنی به مجموعه‌ای از نابسامانی‌های روانی و رفتاری گفته می‌شود که بر نحوه‌ی تفکر، احساس و عملکرد فرد تأثیر مستقیم می‌گذارد. فرد مبتلا ممکن است در درک واقعیت، تصمیم‌گیری، روابط اجتماعی یا کنترل هیجانات دچار مشکل شود. این اختلال‌ها، از اضطراب و وسواس گرفته تا افسردگی، اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی، درجات گوناگونی دارند و ریشه آن‌ها می‌تواند زیستی، روانی یا اجتماعی باشد. درک ماهیت اختلال ذهنی گامی اساسی برای شناخت بهتر انسان و رسیدن به سلامت روان پایدار است.

حالتی که فرد خود را خوب قوی و مطمئن احساس می کند یک مفهوم فردی است در حقیقت سازگاری و تعادل بین ارگانیسم فرد و محیط است. کسی سالم است که تعارضهای خود را حل کند و در مقابل ناکامیها استقامت داشته باشد.
روانشناسان فردی را از نظر روانی سالم می دانند که :

  1. فعالیت های او در اجتماع مورد قبول باشد.
  2. به فعالیت های خود علاقه نشان دهد و از زندگی خود راضی باشد. به عنوان مثال، انسان بهنجار فردی است که شغل شرافتمندانه ای دارد و به حقوق دیگران احترام می گذارد.

بیماری :

بیماری یعنی بهم خوردن سلامتی، ضعف در مقاومت بدن در مقابل مسمومیتها و عفونتها و حل تعارض های روانی. بیمار کسی است که از نظر روانی پسرفت می کند بیماری برای برخی لذت بخش است زیرا از مسئولیت شانه خالی میکنند
مثلا انسان نابهنجار اختلال رفتاری دارد، نظم عمومی زندگی خود و دیگران را بهم میزند یا مبادرت به خود کشی می کند.

معیارهای تشخیص سلامتی و بیماری:

  • آرمانی ایده آلی: سلامتی یا بهنجاری یعنی مطابقت با قاعده یا قانونی که از هر جهت در حد مطلوب است.
  • آماری: سلامتی یعنی ،میانگین. فردی که از هر جهت در حد متوسط قرار دارد بیماری در این معیار یعنی فاصله کمتر یا بیشتر از میانگین. مثال کودک بیش از حد لاغر و یا بیش از حد چاق مبنای این معیار مقایسه است به همین جهت عیب معیار آماری این است که تنها در موارد قابل اندازه گیری کاربرد دارد و در زمینه های کیفی جنبه مجازی داشته و علمی نخواهد بود.

کنشی عملکردی: آنهایی که علت عضوی ندارند، یعنی اندام ها سالمند اما وظیفه خود را خوب انجام نمی دهند و در سازگاری با محیط مشکل دارند.
3 :عضوی: در اثر معیوب شدن قسمتی از مغز یا سیستم عصبی بوجود می آید.
اختلالهای روانی از نظر شدت و ضعف به ۲ گروه
تقسیم میشوند:

  1. نوروزها
  2. سایکوزها

نوروز چیست؟(neurosis)
جزء اختلالات رفتاری کنشی است یعنی برای آن علت زیستی شناخته شده وجود ندارد. عملکردهای اصلی
شخصیت را در بر نمیگیرد و فرد بدان آگاهی دارد.
انواع رایج نوروز: اضطراب وسواس، ترسهای مرضی (phobia)، هیستری.

جنبه های مشترک نوروزها

  1. فرد کنترلی روی نیروهای خود ندارد. این نیروها در عقده ها خودکم بینی ها، وسواسها و
    اضطراب ها ریشه دارد.
  2. فرد نوروتیک با مشکلات مبارزه نمی کند و سعی در سازش با آنها دارد.
  3. قربانی تعارضهای درونی خود است. اگر بین نیروهای غریزی یعنی (نهاد و نیروهای اخلاقی من برتر، تعارض وجود داشته باشد اختلال رفتاری بوجود خواهد آمد. )
  4. در اضطراب دائمی به سر می برد.
  5. اغلب حرکات کودکانه دارد و به شیوه کودکی رفتار می کند.
  6. نمیتواند با واقعیت یا اجتماع خود سازگاری داشته باشد.

    ویژگی های افراد نوروتیک

    1. خود را ناراحت احساس می.کنند
    2. نقش اجتماعی خود را از یاد می برند.
    3. در مقابل دیگران حالت پرخاش دارند. مسخره کردن
    4. در مقابل خود پرخاش دارند. خود کشی
    5. خواب هایشان اختلال دارد. پرخوابی یا کم خوابی
    6. روابط جنسی آنها مختل است. (نا) توانی اجتناب از ارضای نیاز جنسی
    7. خسته به نظر می رسند.

نوروزهای کودکی

عدم تعادل در کودکان زودتر آشکار شده و مداوای آن آسانتر است و باعث عدم تشدید نوروز در بزرگسالی میشود هم نشانه جسمی و هم نشانه روانی دارند

  1. نشانه ی روانی: نسبت به سن خود بی تحرک است، خشک و انعطاف ناپذیر گاهی لجباز و پر توفع و اغلب به صورت غیر طبیعی با محیط مخالفت می کند. گاهی به صورت فردی سرکش و گاهی بیش از حد کمرو و تنبل جلوه میکند
  2. نشانه ی جسمی: شب ادراری لکنت زبان تیک پرش عضله
    عدم تعادل پدر و مادر نیز میتواند دلیل نوروتیک بودن کودک باشد و این امر بسیار شایع است. همچنین عدم آشنایی با اصول تعلیم و تربیت نیز میتواند کودک را به عدم تعادل برساند.

علت های رایج نوروزهای کودکی

نقش عقده ادیپ و عقده اختگی از علت های نوروز کودکی است.
علاقہ
عقده ادیپ : یعنی تمایل جنسی کودک به والد مخالف جنس خود. فروید بررسی کرد، ادیپ به دو صورت تجلی می کند: علاقه ی پسر به مادر و تنفر او از پدر، دختر به پدر و تنفر او از مادر. او این تمایل را عقده ی الکترا نامید ادیپ در اساطیر یونان کسی بود که ناآگاهانه پدر خود را کشت و با مادر خود ازدواج کرد
این عقده پس از ۶ سالگی بر اثر مکانیسم همانند سازی از بین می رود.
عقده اختگی یعنی ترس از دست دادن آلت تناسلی. گاهی پدر و مادر با ناآگاهی به تشویق جنس مخالف می پردازند مثلاً می گویند تو مرد هستی!” این سرخوردگی همچنین پس از تولد نوزاد دوم نیز در خانواده ظاهر می شود و گاهی افراد قابلیت درک حس حسادت در کودکان و حل این مساله در آنان را ندارند. گاهی این عدم ناسازگاری ها باعث می شود فرد برای جلب محبت خود را به بیماری بزند. هر یک از آنها میتواند پایه نوروزهای بزرگسالی از قبیل تعارضهای ،جنسی اخلاقی و رفتاری گردد.

درمان نوروزهای کودکی

عموما نوروزها در کودکی، عمق چندانی ندارد. به همین دلیل با چند جلسه مشاوره برای والدین می توان این ریشه را قطع کرد. همچنین برای کودک می توان از شیوه های عملی ماننده نقاشی، خیمه شب بازی کرد تا از طریق آنها فرد عقده های سرکوب شده ی خود را تخلیه می کند .
استفاده نوروزهای بزرگسالی
در بزرگسالان عموما نوروزها، ماهیت عاطفی دارند. حالت یک بزرگسال نوروتیک مثل این است که قسمتی از شخصیت او بگوید بله و قسمتی دیگر بگوید خیر. رایج ترین نوع نوروز اضطراب است، نوروز عموماً اختلالات جسمی نیز به همراه دارد ، مشکلات گوارشی مثل  زخم معده ، دستگاه غدد مثل تیروئید، مشکلات تنفسی مثل آسم، پوستی کهیر و اگزاما. صفات مشترک نوروزها در بزرگسالان: نارضایتی عاطفی، نارضایتی جنسی، تمایلات جنسی متفاوت با اعتقادات خود .

علت نوروزها در بزرگسالی:

  1. آمادگی های جسمی از قبیل توارثی، سیفلیس، همخونی، الکسیم 
  2. علت های جسمی مثل مسمومیت، عفونت، ضعف
  3. تعارض های درونی که ۹۰ درصد ریشه در تعلیم و تربیت دارد به صورت احساس گناه، وسواس و تردید است.
  4. اختلالهای دوران کودکی: بیمار در سازگاری های دوران بزرگسالی عاجز میماند و از نظر عاطفی در کودکی تثبیت شده است.

نوروزهای مهم

۱ – آستنی و نورآستنی (neurasthenia)

آستنی یعنی ضعف عصبی یا کمبود نیرو هنگامی که از خواب بیدار میشوند شدیداً احساس خستگی دارند. تمرکز حواس .ندارند احساس میکنند سرشان پوک است علائم افسردگی زیادی دارد به همین دلیل اغلب با آن اشتباه گرفته می شود.
علتها : کار زیاد، محیط اجتماعی یا خانوادگی خسته کننده، بهبود پس از بیماری ،گریپ مسمومیت ها و کمبود
ويتامين.
نورآستنی یعنی ضعف عصبی دائم، سستی کلی دستگاه عصبی. در این بیماری سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک نظم خود را از دست می دهد.
نشانه های کلی نوراستنی: خستگی زیاد احساس ناتوانی جسمی، خستگی عصبی، ماهیچه ای و مغز. بیمار صبح پس از بیدار شدن خود را ضعیف و خشمگین احساس می کند بعد از ظهر رو به بهبود میرود و شب سرحال می شود.

۲- اضطراب

افراد باهوش اضطراب دارند و اضطراب برای افرادی که فکر میکنند طبیعی است. انسان عادی به مقداری اضطراب نیاز دارد تا به فعالیت مجبور شود. اضطراب زمانی مساله ساز میشود که از تحمل انسان فراتر میرود.
اضطراب مرضی: این اضطراب نه تنها صاحب خود بلکه عمل او را نیز تخریب می کند و جلوه های جسمی به همراه دارد مثل رنگ پریدگی ،لرزش، ضربان قلب سریع، تشنج، خشکی دهان اضطراب و ترس عموماً همراه همند.
فرق ترس و اضطراب: ترس عبارت از واکنشی است که در مقابل یک خطر واقعی رخ میدهد اما اضطراب حاصل واکنش به خطری است که وجود خارجی ندارد. با این حساب اضطراب کاملاً خیالی نیست و بر اثر یک ترس درونی صورت میگیرد.

۳- وسواس:

دو دلی در کارها و تردید موجود در ضمیر انسان اندیشه ای دائم است که در ذهن حضور دارد و غالباً رنج آور است. وسواس اندیشه ای سمج ، دردآور و مولد اضطرابهای شدید است. فرد وسواسی در حال نبرد بر سر دلیل وسواس است. در درمان وسواس، روش روانکاوی روش مفیدی است. با در نظر گرفتن زندگی فرد و همه موقعیت های اجتماعی مذهبی و دیدگاهها باید بین روانشناس و بیمار صمیمیت ایجاد شود.

۴ ترسهای مرضی (فوبیا)

نوعی وسواس است. عبارت است از یک اندیشه، یک شی یا یک موقعیت معین.
انواع مختلف ترس: مرضی ترس از مکان های عمومی و باز، ترس از مکانهای بسته، ترس از سکته کردن، ترس از سرخ شدن و خجالت کشیدن، ترس از سرایت بیماری، ترس از بیمار شدن.

۵- هیستری

معمولاً به صورت بیماری جسمی تجلی پیدا می کند. از نشانه های ،آن دردهای مختلف، اضطراب، اختلال در روابط جنسی، عصبانیت و حالتی که بیماری روانی در جسم تجلی پیدا میکند را هیستری تبدیلی گویند که نشانه های آن بی حسی، بی هوشی، کوری، فلج، اختلال در راه رفتن، از دست دادن حافظه است . هیستری در یونانی یعنی رحم. این بیماری، اکتسابی و گذرا و یا ارثی و دایمی است و ممکن است در هر سنی بروز کند.

۶- پارانویا

از جلوه های پارانویا می توان به عدم تعادل روانی خفیف تا سایکوزهای شدید و توهمات اشاره کرد. در زبان عامیانه پارانوید کسی است که “جنون خود بزرگ بینی و جنون جور و ستم دارد . پارانویا بیماری تغییر شکل شخصیت است شخص مبتلا، غرور نامحدود دارد که گاهی آن را در زیر تواضع ظاهری و ریاکارانه پنهان می،کند همیشه طلب کار است و دارای خود رایی و خود محوری است. او در خیلی مواقع اظهار می کند که خود را اصلاح میکند در حالی که قبول ندارد در رفتار خود نقصی وجود داشته باشد.
پارانویدها ها اغلب به جاهای بالایی از نظر اجتماعی می رسند و اینجاست که تعصب گرایی و دیکتاتوری در عقاید آنها رواج می یابد و در کل انسانهای پارانوید متکبر و دروغگو و سلطه گر هستند. کودک پارانوید خود را زود نشان میدهد پرتوقع و زورگو و عبوس است برای او غیر ممکن است که بتواند از نظم گروهی پیروی کند این نوع پارانویا در نوجوانی به صورت فرار و سرکشی های اجتماعی و همچنین بزهکاری می انجامد.

سایکوز چیست؟

تفاوت نوروز و سایکوز بر درجه آگاهی شخص از حالت خود مبتنی است انسان سایکوتیک با واقعیت بیگانه است و نمیتواند از حالت خود انتقاد کند زیرا به حالت خود آگاهی ندارد در حالیکه سایکوز، یک اختلال شدید روانی است که در آن ارتباط بیمار با واقعیت قطع می شود. این بیماران به اختلال شخصیتی خود آگاهی ندارند و در دنیای کاملا اختصاصی که در آن قدرت مطلق دارند به سر میبرند به همین علت باید بستری شوند.
به عنوان مثال فردی را نظر بگیرید که توهم دارد و شیطان را جلوی خود می بیند. اگر او قبول کند که این توهم، پوچ و بی اساس است نوروتیک خواهد بود اما اگر خیال کند که واقعاً شیطان را می بیند سایکوتیک به حساب می آید.

سایکوزهای مهم

۱ – اسکیزوفرنی
اسکیزوفرنی یعنی با واقعیت قطع رابطه کردن. انسان اسکیزوفرن در رویای درونی زندگی می کند و ارتباطش با عالم واقعیت بریده شده است ادا و اطوارها حرکات چهره کاملا غیرعادی است غریزهی حفظ ذات در او کاهش یافته توهماتی دارد که آنها را باور کرده و گاهی با یک مخاطب نامروی صحبت می کند بیمار میتواند مدتهای زیادی خود را تحت شرایط بسیار دشوار نگه دارد. اسکیزوفرنها عموماً خلاقیت های بسیار جالبی دارند و از نظری هنری قادر به خلق آثار سمبلیک و جالبی هستند. در اکثر مواقع اسکیزوفرنی از آغاز سن بلوغ ظاهر می شود.
ردیابی اسکیزوفرنی کار دشواری است. کسی که فرد باهوشی است ناگهان رو به سردی می گذارد و دیگران بی اطلاع او را تنبل و بی اراده می نامند. زندگی این فرد به سردی گرایش پیدا کرده. آنچه جلوه می کند، بی هدفی انزوا و سردی است.
برای درمان اسکیزوفرنی در اکثر مواقع بستری کردن الزامی است زیرا ماهیت اسکیزوفرنی غیر قابل نفوذ است. اما گاهی شوک الکتریکی یا تزریق میتواند اثر بخش باشد. گاهی از طریق سمبلهایی که میسازند می توان با آنها ارتباط بر قرار کرد.

۲- مانیا دیپرشن (manic depression) یا بای پلار (bipolar disorder) یا اختلال دو قطبی
یک اختلال روانی و یکی از انواع اختلالات خلقی است . در این اختلال بیمار حالات مختلفی را بین دوره های مانیا و هیپومانیا (شیدائی و نیمه شیدائیی) و دوره افسردگی دیپرشن را تجربه می کند. 
بنابراین در اختلال دوقطبی فرد در بین دو فراز و نشیب شیدایی و افسردگی در نوسان است .فاصله زمانی نوسان در بین این حالات در افراد مختلف ، متفاوت است .
اختلال دو قطبی یکی از چالش های مهم در حوزهء سلامت روان است و اجرای بسیار تخصصی است . بنابراین صرفا نمی توان به علائم و تشخیص دیر ، غیر از نظر متخصصین این حوزه اعتماد کرد .
دوره های بیماری دوقطبی:
     1.فاز مانیا یا شیدایی
     2.فاز هیپومانیا یا نیمه شیدایی
     3.فاز افسردگی یا دیپرشن

نکته مهم:
در توضیح مانیا و هیپومانیا به این نکته باید توجه کرد که علائم این دو از نظر بررسی بالینی به نظر شبیه است اما وجه افتراق این دو را باید دانست . یعنی آنچه مانیا را از هیپومانیا جدا می کند تعداد یا نوع علائم نیست بلکه شدت علائم و میزان اختلال در عملکرد یا فانکشن است .

  • علائم فاز شیدایی یا مانیا :
    شدت علائم بالایی دارد و درجه آسیب در عملرد چه به خود و چه اطرافیان بالاست ، مانیا می تواند فرد را کاملا به سمت روان پریشی سوق دهد و حتی بیمار نیاز به بستری داشته باشد .
    علائم:
    -انرژی بالا، سرخوشی همراه با راون پریشی (شبیه افرادی که کوکائین مصرف کرده اند )
    -اعتماد به نفس کاذب و بیش از حد .
    -ریسک پذیری بالا و هیجانی ، بدون توجه به عواقب آن.
    بیقراری شدید (بیمار یا بهصورت نشسته بیقرار است یا دائم راه می رود .)
    -کاهش نیاز به خواب بیمار در عین حال با وجود بی خوابی سرحال است .
    -میل بالای جنسی و ورود به روابط جنسی ریسکی 
    -پر حرفی و سریع صحبت کردن 
    -خود بزرگ بینی و خوش بینی غیر عادی 
    -معمولا صوءمصرف مواد مخدر یا الکل 
    -تمرکز کامل روی کاری که متمرکز است و وسواس روی این کار 
    -ولخرجی
  •  علائم اختلال هیپومانیا (hypomania) یا نیمه شیدایی :
    این اختلال نوع خفیف اختلال مانیا می باشد که معمولا مدت آن چهار روز یا کوتاه تر است ، برعکس مانیا که یک هفته یا بیشتر طول می کشد .
    هیپومانیا تغییرات شدیدی در حد مانیا در خلق و خو و عملکرد یا سطح فعالیت ایجاد نمی کند تمت نمود تخفیف یافته علائم مانیا دار است .
    احساس خوب برای انسان بسیار مطلوب است اما با هیپومانیا فرق دارد و معمولا شدت وضعیت علائم هشدار دهنده با تشخیص متخصین بالینی اختلال را از حال خوب متمایز خواهد کرد . لائم:
    – کاهش نیاز به خواب 
    – پرش افکار 
    – سرخوشی و تحریک پذیری در حدی که به عقاید مخالف رای خود به شدت واکنش نشان میدهد 
    – افزایش کلی انرژی
    – پرحرفی 
    – شروع و هکزمان چند پروژه و تمرکز طولانی و متوالی بر آنها بدون خستگی 
    – رفتار ها و اعمال غیر معمول مثل شوخی 
    – احساس خود بزرگ بینی 
    – بیش فعالی جنسی 
    – اعتماد به نفس بالا به همراه ایده های خلاقانه 

توجه : رفتار هیپومانیا می تواند باث بهره وری همراه با هیجان شود در صورت عدم تشخیص ممکن است به مرور درگیر رفتار پرخطر و مشکل ساز شود .

  • علائم دوره افسردگی یا دیپرشن در بیمار دو قطبی 
    – احساس غم خیلی زیاد 
    – کم اشتهایی و در مواردی پر اشتهایی
    – بد خوابی
    – خستگی غیرعادی
    – اضطراب و استرس بالا
    – میل به خودکشی
    – احساس ناامیدی
    – گوشه گیری 
    – داشتن احساس درد عمومی در کل بدن بدون منشاء درد حقیقی
    – ناتوانی در تمرکز روی موضوع یا کاری
    – بی انگیزگی در انجام کارهای روزانه خود 
    – بی حسی علائم شبیه خماری در مصرف مخدرها
    – دید منفی به زندگی خود 
    عدم اعتماد به نفس 

    درمان بیماری دو قطبی :
    توجه به تشخیص دقیق متخصیصن و پیگیری درمان تخصصی ، بهترین مسیر برای بهبود کیفیت زندگی بیمار است .

  • متن مقاله فوق توسط گروه امتداد من تالیف و در اختیار علاقمندان قرار داده شده است.

این مقاله را بصورت PDF دانلود و مطالعه نمایید

منابع:

  • روانشناسی عمومی – حمزه گنجی – فصل ۱۱

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب